السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

126

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ » ) * بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : اين عبارت كنايه است از اصلاح عمل . و سخن اين مفسر بىوجه نيست ، براى اينكه عمل آدمى به منزله جامه اى است براى جان آدمى كه حامل عقائد او است ، چون ظاهر ، عنوان و معرف باطن است ، و در كلام عرب بسيار ديده مىشود كه از طهارت باطن و صلاح عمل به طهارت جامه كنايه مىآورند . بعضى « 2 » گفته‌اند : اين تعبير كنايه است از تزكيه نفس ، و پاك نگه داشتن آن از لكه هاى گناهان و زشتىها ، بعضى ديگر گفته‌اند : مراد از پاك داشتن جامه كوتاه كردن آن است ، تا از نجاست ( هاى روى زمين ) پاك بماند ، چون وقتى دامن جامه بلند بود ، به زمين مىسايد ، و ايمن از آلوده شدن به نجاست نمىماند . بعضى ديگر گفته‌اند : منظور از تطهير جامه ، پاك نگه داشتن همسران از كفر و معاصى است ، چون قرآن كريم فرموده : « هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ - آنها لباس شما هستند » . و بعضى « 4 » گفته‌اند : منظور همان معناى ظاهرى كلام ، يعنى پاك كردن جامه از نجاسات براى نماز است . و اگر اين معنا منظور باشد مناسبتر آن است كه بگوييم : منظور از تكبير براى پروردگار هم همان تكبير نماز است ، و در نتيجه دو آيه مورد بحث در صدد تشريع اصل نماز دوش به دوش و هم زمان با فرمان دعوت خواهد بود . ممكن است كسى ايراد كند - هم چنان كه كرده‌اند - كه نزول اين آيات در زمانى اتفاق افتاده كه اصلا نماز واجب نشده بود ؟ در پاسخ مىگوييم : هر چند تشريع نمازهاى واجب يوميه با اين خصوصياتى كه امروز دارد در شب معراج اتفاق افتاده ، و جمعا ده ركعت يعنى پنج تا دو ركعت بوده ، و سپس هفت ركعت بر آن افزوده شده است ، الا اينكه اصل نماز از همان اوائل بعثت تشريع شده بود ، به شهادت اينكه در سوره علق اولين سوره اى كه نازل شده و نيز در سوره مزمل در باره آن سخن رفته است . و علاوه بر آن ، روايات هم بر اين معنا دلالت دارد . بعضى « 5 » ديگر گفته‌اند : مراد از تطهير جامه ها تخلق به اخلاق حميده و ملكات فاضله

--> ( 1 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 63 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 117 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 3 ، ص 193 . ( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 645 . ( 5 ) روح البيان ، ج 10 ، ص 225 .